• گروه فقهی

  • 1396/04/21 11:47:17
  • تعداد بازدید: 412

قسامه

قسامه

قَسامه را به سوگند و همچنین سوگند خورندگان معنی نموده اند و اهل لغت و صحاح، فرهنگ و قاموس همینها را آورده اند.

قَسامه را به سوگند و همچنین سوگند خورندگان معنی نموده اند و اهل لغت و صحاح، فرهنگ و قاموس همینها را آورده اند[1] ولی ابن اثیر در النّهایه [2]، قسامه را به ضم قاف اشاره نموده  و معنی را مبلغی دانسته که   تقسیم کننده برای خویش برمیدارد و قسامه به کسر قاف را شغل تقسیم گری گفته است.

صاحب مسالک [3]، شهید ثانی می گوید ، قسامه در لغت به اولیای مقتول که برای اثبات قتل،  قسم یاد می کنند ، گفته شده و در اصطلاح فقها ، همان قسم هاست ، ولکن صحاح ، قسامه را به قسم هایی که میان اولیاء خون جهت اثبات قتل تقسیم می شود تعریف کرده،  قسامه در لغت، مختص باب قتل نیست، لکن فقها آن را به جرح و قتل اختصاص دادند .

مرحوم صاحب جواهر[4] نیز قسامه را از حیث لغت و معنی،مورد اشاره قرار داده و همین نکات فوق را خاطرنشان گشته و سپس به اصطلاح فقها پرداخته که اسم است برای قسم ها .

صاحب جواهر

در هر صورت آنچه رایج بحث قضا و کاربردی برای قاضی و طرفین حقوقی و قضایی داشته، این است که دادگاه از طریق شواهد و قراین، گمان به صدق سخن مدعی پیدا نماید و بعد از متهم می خواهد اگر دلیل و شاهدی برای تبرئه و بیگناهی خودش دارد، ارائه کند .

اگر نتوانست و یا دلایل او کافی نبود، قاضی50 نفر مرد از بستگان نسبی اولیاء دم را می خواهد که اگر به وقوع جرح و قتل توسط متهم، کاملا یقین دارند، آنجا قسم یاد کنند .

چنانچه آن قسم خورندگان50 نفر نشدند، حاضرشدگان حضور قاضی، هر چند نفر بودند 50 بار قسم یاد می کنند و به این وسیله، ادعای مدعی را قاضی، ثابت دانسته و به حسب جرم، دیه و یا قصاص تعیین و حکم خود را صادر می نماید .

پانوشت:

[1]- قاموس المحیط فیروزآبادی، جزء4، ص 145، صحاح اللّغة جوهری جزء 5، ص 2010.

[2]- النهایة، ابن اثیر ، ص 62.

[3]- مسالک شهید ثانی  ص 472.

[4]- جواهر الکلام ، شیخ محمد حسن نجفی ، ج 42، ص 225