• گروه سایر

  • 1396/04/25 09:46:50
  • تعداد بازدید: 290

روحانیون یا متخصصین در علوم دینی

روحانیون یا متخصصین در علوم دینی

در ابتدا نظر و ملاحظة اول ، گرچه ((روحانیّت)) یک عنوان مخصوص است در مقابل عناوین دیگر از قبیل فرهنگ و اجتماع و غیر اینها ، لکن ((روحانیّت)) از نظر دین و آئین مفهوم وسیعتری دارد.

بعد از اینکه در بحث های پیش و گفتارهای گذشته خصوصیاتی دربارة دانش و موضوع کلی علم بدست آمد و برای خوانندگان محترم یادآوری شد که طبق بیان مقدس یگانه پیشوای حقیقی جهان انسانیت ، مصداق عمدة علم عبارت از علم طبق بیان مقدس یگانه پیشوای حقیقی جهان انسانیت ، مصداق عمدة علم عبارت از علم طب ( بدن شناسی ) و علم دین میباشد اکنون این بحث شریف را که نگارنده آغاز میکند محل بسزائی پدید می آید . یعنی پس از توجه بر اصل موضوع جای این میرسد که بگوئیم چنانکه در هر یک از علوم و فنون جهان گروهی از افراد بشر زحمت کشیده و آن علم و فن را به هر وسیله است فرا گرفته و در آن متخصص میشوند و با علم و فن انس کامل پیدا کرده و در عنوان خارجی نیز با او معروف و مشخص میگردند ، همچنین دربارة علم و دین و آئین ( که بالاترین علمی از علوم و شایسته ترین فنی از فنون بشمار رفته ودر پیش پروردگار جهان آفرین مورد اهمیت است) افراد معینی از نوع انسان تخصص ورزیده و با انس مخصوص خود نسبت به آن علم شریف ، مشخص و معروف میباشند ، همانطوریکه در همة فنون رسم عنوانی و شئونی چنین متداول است . این گروه که متخصصین در علم دین هستند بنام روحانیون گفته میشوند.

روحانیون یا متخصصین در علوم دینی

"روحانیّت چیست؟!"

 در ابتدا نظر و ملاحظة اول ، گرچه ((روحانیّت)) یک عنوان مخصوص است در مقابل عناوین دیگر از قبیل فرهنگ و اجتماع و غیر اینها ، لکن ((روحانیّت)) از نظر دین و آئین مفهوم وسیعتری دارد. زیرا بدیهی است موضوع علم دین که عبارت از دین میباشد طبعا دارای وسعت است و به جنبة مخصوص از زندگی بشر اختصاص ندارد و نسبت به جنبة روحی ( به معنی اخّص درمقابل جنبه های مادّی زندگی ) توجه زیادتری نمیکند ، بلکه بر تمام شئون مختلف و حالات گوناگون انسان شامل است ، حتی دین و آئین مقدّس ، ظهور اصلاح موضوعات روحی و حیات معنوی را نیز بر پایة اصلاح حیات مادّی و تعادل آن قرار میدهند . گرچه اذهان یک عدّه افراد ساده ، مفهوم روحانیّت را تنها در جنبة روحی محدود کرده و چنین تصور نموده اند که با جنبه های مادّی از شئون زندگی انسان ربطی ندارد و کلیّة جهات غیر از تنظیم جنبة روحی و وعدة آخرت فقط خالی از وظیفة روحانیّت است . از این نظر همین افراد که مفهوم نامبرده را برای روحانیّت تصوّر کرده اند به مناسبت همان تصوّر ، لوازم نابسزائی نیز به روحانیت می پندارند ، از قبیل اینکه روحانیّت جامعه را به سستی و تنبلی وا میدارد ، به سکوت و کناره گیری و گوشه نشینی دعوت میکند ، از فعالیت و کار که باعث آرامش بخصوصی در اجتماع بوده و حافظ شئون جامعه است باز میدارد ، با پیشرفت طبقات مردم به مناسبت روز در جنبه های مختلف موافقت نمی کند نسبت به صنایع و فنون متداول زمان روی خوشی نشان نداده و بلکه برخلاف آنها نظریّه و رأی صادر میسازد و چندین نظیر آنها از خیالات موهوم و بی اساس. لکن هنگامیکه خوانندگان محترم و افراد خوش فهم جامعه بر معنای دین که در فوق در بحثهای گذشته یادآوری شد توجه فرمایند و به نظر بیاورند که برنامة کلّی و جامعیست که روی مصالح حقیقی بشر در تمام جنبه های زندگیش از طرف پروردگار دانا و توانا طرح شده و نیز به نظر بیاورند که روحانیّت عنوان تخصّصی در دین است و غیر از آن چیزی نیست ، پس خواه ناخواه این جهت برای آنها روشن میشود که روحانیّت دستگاهی است که به خاطر تربیت و نتظیم تعیّش و زندگی مادّی و معنوی و به منظور تأمین آسایش و رفاه فردی و اجتماعی بر پایة اعتدال و تدبیر پدید آمده و میتواند کلیّة مشکلات زندگی اعم از مادّی و معنوی در پرتو دستورات و تعالیم عالیة دین مقدّس برای بشر حل کند و قادر است در تمام ادوار حیات با سخت ترین شرایط زمان ومکان و در مقابل تازه ترین قوانین ساختة بشر اندام نشان دهد و استقامت ورزد . معنای ساده ای که برای ((روحانیّت)) در نظر مردم بی فکر و اذهان آنها جایگزین شده است ، شاید در اثر سوء نیّت عدّه ای بوجود آمده که میل داشته اند این دستگاه پاک و پر عظمت را به مردم عوام عنوانی مانند (( رهبانیّت )) معرفی کنند و درنتیجه همة آنها را از سلسلة جلیله روحانیون برکنار بدارند. البته شکّی نیست که هیچ فردی از بشر عقلا و وجداناً نایل نمیشود باز هم رهبانیّت را تصویب کند و با رغبت تمام خود را بر آن دستگاه نزدیک نماید، خصوصا در عصرهائی که انصافا وضعهای درخشانی نصیب جهان شده و صورتهای قابل ملاحظه ای بخود گرفته که جز روحانیّت با هیچ دستگاهی تناسب عقلی و وجدانی ندارد. در حالیکه پیشوای عالیمقام حقیقی جهان ((حضرت رسول اکرم ص)) با بیان صریح و اعلان رسمی خود به طور مکرّر عنوان رهبانیّت را از حدود شریعت و دین خود خارج فرمود و با گوشه نشینی و عزلت و کناره گیری محض شدیدا مخالت کرد (1) چنانکه صفحات تاریخ کلیة این جهات را محفوظ داشته و برای مراجعین به آن موضوع روشنتر میگردد.

"یک نکتة قابل توجه!"

باز میتوان مطلب را ساده تر از این بیان کرد و معنائی را که در ذهن عوام برای ((روحانیّت)) موجود است میتوان به اساس و پایه ای برگشت داد و آن اینکه : مورد تصدّی و کار دستگاه روحانیّت به طور کلّی (غالبا) به اعتقاد و علاقه و ایمان در افراد بستگی دارد ، یعنی روحانیّت به طور کلّی (یا غالبا) به اعتقاد و علاقه و ایمان در افراد بستگی دارد ، یعنی روحانیت هر عملی برای جامعه در جنبة فردی یا اجتماعی ، مادی یا معنوی ، انجام میدهد طبق دستورات و برنامه های دین است که منوط ومربوط بر بناگذاری از طرف افراد مردم میباشد و اثر آن عمل به طور کامل به وسیلة همان افراد ظاهر میشود و اگر افراد عقیده و بناگذاری نداشته باشند عملیّات روحانیّت به نتیجه نمیرسد و این عقیده و بنا گذاری بر صافی و صحّت روحی و باطنی وابسته است ، پس تمام نیروی دستگاه روحانیّت در حقیقت بر اصلاح روح و روشن ساختن باطن اشخاص برمیگردد و این اصلاح مقدّمه میشود که دستورات دینی را در جنبه های مختلف و موارد گوناگون به کار برند و هر یک را در محلّ خود صورت دهند ، از این نظر تعبیر از (( روحانیّت)) به دستگاه تنظیم کنندة جنبة روحی مانعی ندارد. زیرا به همان مناسبت که یادآوری شد بالاخره خود عمل اگر چه در جنبه مادّی هم باشد چون با موافقت روح و اطاعت آن از دستور خدائی صادر شده ، روحی گفته میشود .


پانوشت:

کتاب گفتار شیعه در اصول و فروع-آیت الله شمس الدین نجفی

(1) بحار جلد70 (چاپ جدید) صفحه 113 باب النهی الرهبانیّه